http://www.upload.alamto.com/img/asarat-labkhand.jpg

یارو زبونش می‌گرفته، میره داروخونه می گه : آقا دیب داری؟

کارمند داروخونه می گه: دیب دیگه چیه تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی؟

یارو جواب می ده : دیب دیگه. این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

کارمنده می گه : والا ماتا حالا دیب نشنیدیم. چی هست این دیب؟

یارو می گه : بابا دیب،دیب

طرف می‌بینه نمی فهمه،می ره به رئیس داروخونه می گه.

رئیس میآد می پرسه : چی می‌خوای عزیزم؟

یارو می گه : دیب!

رئیس می پرسه : دیب دیگه چیه؟

یارو می گه : بابا دیب دیگه.این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره.

رئیس داروخونه می گه : تو مطمئنی که اسمش دیبه؟

یارو می گه : آره بابا.خودم دائم مصرف دارم. شما نمی‌دونید دیب چیه؟

رئیس هم هر کاری می‌کنه،نمی تونه سر در بیاره و کلافه می شه.

یکی از کارمندای داروخونه میاد جلو و می گه : یکی از بچه‌های داروخونه مثل همین آقا زبونش می‌گیره.فکر کنم بفهمه این چی می‌خواد. اما الان شیفتش نیست.

رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه، گفت: اشکال نداره. یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.

می‌رن اون کارمنده رو میارن. وقتی می رسه، از یارو می‌پرسه: چی می خوای؟

یارو می گه : دیب!

کارمنده می گه : دیب؟

یارو : آره.

کارمنه می گه : که اینورش دیب داره، اون ورش دیب داره؟

یارو میگه : آره،همونه.

کارمند میگه : داریم! چطورنفهمیدن تو چی می خوای!؟همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی می خواد.

کارمنده سریع می ره توی انبار و دیب رو میذاره توییه کیسه نایلون مشکی و میاره می ده به یارو و اونم می ره پی کارش.

همه جمع می شن دور اون کارمند و با کنجکاوی می‌پرسن: چی می‌خواست این؟

کارمنده می گه: دیب!

می‌پرسن : دیب؟ دیب دیگه چیه؟

می گه: بابا همون که اینورش دیب داره، اون ورش دیب داره!

رئیس شاکی می شه و میگه: اینجوری فایده نداره. برو یه دونه دیب ور دار بیار ببینیم دیب چیه؟

کارمنده می گه : تموم شد.آخرین دیب رو دادم به این بابا رفت!…

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی